ایمیل‌های زیادی در این مدت که وبلاگم «تعطیل» بود به دستم رسید. خیلی‌هایشان ضمن اظهار محبت و لطف فراوان گله داشتند از اینکه چرا ادامه ندادم. راستش را بخواهید انگیزه‌ای نمانده بود که ادامه بدهم. انتظار تشکر نداشتم بابت اطلاعاتی که در حد وسع و سواد ناچیزم به شما می‌دادم اما توقع شنیدن تهمت و توهین هم نداشتم بابت کاری که می‌کردم. گذشت و رفت رفقا. توی این مدت سیر پیشرفت خود من هم چندان تعریفی نداشت و حاصل این چند سال دوری چند تا تله فیلم و سریال بود که هنوز به آن اندازه متقاعدم نکرده‌اند که خودم را فیلمنامه‌نویس خطاب کنم. سریال‌های «یکی بود، یکی نبود» و «دو روی سکه» و آن چند اپیزودی که از «هفت‌سنگ» نوشتم و بالاخره سریال‌های «گمشدگان» و «بانوی عمارت» که این آخری هنوز در مرحله فیلمبرداری است و پخش نشده است. راهی که قرار بود با هم شروع کنیم را من مجبور شدم بعد از تعطیل کردن این وبلاگ تنهایی بروم و خب حالا رسیده‌ام به وسط‌های راه! این یادداشت را با اینکه خیلی سال است اعلام کرده‌ام این وبلاگ تعطیل است برای این می‌نویسم که خوانندگان تازه‌ی این چند یادداشتی که حذف نکرده‌ام بدانند مسیر سختی در پیش دارند. باید صبور باشند و صبور باشند دو صبور باشند و باز هم صبور باشند. با فرض اینکه استعدادش را دارید صبر و نوشتن تنها راه نویسنده شدن شماست.  
من همه‌ی یادداشت‌های این وبلاگ را حذف کرده بودنم و فقط سه مطلب را گذاشته بودم که دوستان بخوانند. خیلی از مطالب قدیمی هستند و مثلا قیمت فیلمنامه در این سال‌ها خیلی تغییر کرده است. امروز اگر حوصله داشته باشم همه را ویرایش می‌کنم که دوستانی که با بی‌دقتی و بدون در نظر گرفتن تاریخ نگارش مطلب به این وبلاگ سر می‌زنند خدانکرده گمراه نشوند. قرار بود رازهای فروش فیلمنامه، خرید فیلمنامه، آموزش فیلمنامه نویسی و خیلی چیزهای دیگر را با شما در میان بگذارم. قرار بود خیلی کارها بکنیم اینجا که بی‌مهری‌ها مانع شد. دوران وبلاگ و وبلاگ داری هم خیلی وقت است به سر رسیده و تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک و توییتر، وبلاگ و بلاگ‌نویسی را به زیر کشیدند. وبلاگ در ایران دولت مستعجل بود و خیلی زود آن دوران طلایی به فراموشی سپرده شد. امیدوارم به هر کدام از شبکه‌های اجتماعی که سر می‌زنید و هدفتان برای فیلمنامه نویس شده را پی می‌گیرید مطالب به دردبخور گیرتان بیاید و راه را درست نشانتان بدهند. زیاده عرضی نیست. می‌روم که مطالب قبلی را ویرایش کنم... یادش به خیر وبلاگ... یاد آن دوران طلایی هم به خیر