قبل التحریر:

1- این آدرس برای مدتی که نیستیم:ehsan.javanmard@gmail.com

2- قول داده بودیم به این سوالات پاسخ دهیم... حالا هم الوعده وفا!

خود تحریر:

1) کجا باید فیلمنامه تان را ثبت کنید؟

به عنوان اولین توصیه و مهمترین توصیه عرض شود که شما اگر یک فیلمنامه نوشته شده یا یک طرح بدیع دارید باید حتما آن را ثبت کنید. حتما هم باید در بانک فیلمنامه خانه سینما واقع در خیابان بهار جنوبی - کوچه سمنان - پلاک ٢٣ - طبقه همکف این کار را بکنید. هزینه و شرایط ثبت طرح و فیلمنامه را اینجا می توانید ببینید. دزدیده شدن فیلمنامه و  ایده شما یا هر کس دیگری ممکن است، اما خیلی بعید است که در آغاز آنقدر خوب بنویسید که قابل دزدیدن باشد. با این حال با ثبت فیلمنامه تان می توانید از خطر دزدیده شدن در امان بمانید و خدای ناکرده اگر این اتفاق افتاد حق و حقوقتان را از سارق بگیرید.

2) از کجا بفهمیم کارمان به درد می خورد یا نه؟

هیچ راهی وجود ندارد. باید یک فیلمنامه کامل بنویسید تا بتوانید خودتان را ارزیابی کنید. دیگران هم هیچ وقت نمی توانند ارزیابی درستی از شما داشته باشند مگر اینکه کارتان را بخوانند. پس الکی امیدوار یا الکی نا امید نباشید. فقط بنویسید. هر چه زودتر بنویسید زودتر می فهمید که چقدر تا مقصد نهایی راه دارید.

3)اصلا از کجا بفهمیم می توانیم این کاره بشویم یا نه؟

دوباره که دارید همان سوال را یک جور دیگر می پرسید. گفتیم که هیچ راهی وجود ندارد! الا اینکه شما یک فیلمنامه کامل بنویسید و بدهید دیگران بخوانند! فیلمنامه تان رابدهید چند نفر از هر قشری بخوانند و نظر بدهند. البته خواندن فیلمنامه کمی با خواندن رمان و قصه فرق می کند وخواننده و طبیعتا نویسنده باید با یک سری المان ها و اصطلاحات آشنا باشند. باری، آنچه در این مرحله مهم است خود نوشتن است. مهم نیست که شما می توانید اولین نوشته تان را بفروشید یا نه. منظورمان این است که اول باید این اعتماد به نفس را پیدا کنید که در قالب فیلمنامه مطلب بنویسید. می توانید برای شروع یک فیلمنامه کوتاه دو دقیقه ای بنویسید. وسواس به خرج ندهید. قرار نیست کسی شما را با همین یک نوشته ارزیابی کنید. قرار هم نیست اولین نوشته تان بهترین نوشته تان باشد. قرار است مشق کنید. همین!
ما هم به فراخور حال و وسعمان حاضریم مشورت بدهیم بهتان. شما اول بنویسید و برادریتان را ثابت کنید. راستی وقتی دارید فیلمنامه تان را برای دوستتان می خوانید به عکس العمل هایش دقت کنید. حالات چهره از جمله اشتیاق و یا زبانم لال خمیازه اش به شما می گوید که کجای کارید!

4)ما که هنوز ننوشته ایم چه کتابی باید بخوانیم؟ این کتابها را از کجا تهیه کنیم؟

من برای شروع به همه دوستان کتاب داستان را پیشنهاد می کنم. «داستان» کتابی است در مورد «ساختار،سبک و اصول فیلم نامه نویسی» اثر رابرت مک کی، ترجمه ی محمد گذرآبادی. تهران: انتشارات هرمس، 1382.
تا این کتاب را نخوانده اید سراغ کتاب دیگری نروید. البته این نظر ماست. خیلی ها اعتقاد دارند که کتابهای سیدفیلد برای شروع مناسب ترند. اما من تا به حال کتابی بهتر از داستان مک کی در زمینه آموزش فیلمنامه نویسی ندیده ام. ضمن اینکه تقریبا همه کتابهای ترجمه شده از جمله کتاب های سید فیلد را خوانده ام. شک نکنید. همین حالا بروید روبروی دانشگاه تهران و از کتابفروشی های انقلاب ، سراغ کتابفروشی پارت را بگیرید. آنجا همه کتابهای آموزش فیلمنامه نویسی هست. هر کدام را دوست داشتید می توانید بخرید. ولی از داستان مک کی غافل نشوید! این ده بار!

5)کجا باید کلاس برویم؟

از آنجایی که یک توهمی از بچگی در من وجود داشته و دارد که باعث شده فکر کنم کلاس رفتن در هر زمینه ای  پول دور ریختن است. بنا بر این احتمالا نظرم در این زمینه صائب نباشد. من خودم بدون اینکه پولی پرداخت کنم در کلاس های دانشگاهی فرهاد توحیدی ( که با روی باز و بی چشمداشت ما را سر کلاسش راه داد و رهین منت و معرفتش هستیم) در دانشگاه هنر به صورت مستمع آزاد و به مدت دو ترم شرکت کردم. همانجا بود که فهمیدم حتی حضور در کلاس های یکی از مطرح ترین و پرکارترین نویسندگان سینمای ایران هم به اندازه تمرینات پی در پی و نوشتن و پاره کردن و دوباره نوشتن مفید نیست. توصیه شخصی من این است که با خواندن کتاب داستان مک کی و همچنین فیلمنامه های ایرانی و خارجی و تمرین و تمرین و تمرین، نوشتن فیلمنامه را (لا اقل مقدماتش را) یاد بگیرید. آن وقت برای مشاوره از اساتید کمک بگیرید. آن موقع اگر پولی هم خرج کنید راه دوری نمی رود. پولی که برای مشاوره می دهید نه برای آموزش. هیچ کس نمی تواند نوشتن را به دیگران یاد بدهد. در نهایت این شما هستید که  باید زل بزنید به صفحه سفید کاغذ و از هیچ همه چیز بیافرینید!

6) برای فروش فیلمنامه به کجا باید مراجعه کنیم؟

بستگی دارد که چه نوع فیلمنامه ای نوشته باشید:
۶-الف: تله فیلم و سریال
برای فروش این فیلمنامه ها دو راه وجود دارد. شما می توانید مستقیما به یکی از شبکه های صدا و سیما مراجعه کنید. بهتر است برای تله فیلم به سیما فیلم و برای سریال به شبکه ها مراجعه کنید. همه شبکه ها واحدی برای ارزیابی فیلمنامه دارند. ضمنا شما می توانید طرح کلی داستانتان را قبل از نهایی کردن برای تصویب به این دفاتر بببرید. آدرس همه شبکه ها را نمی دانم اما لزومی به نوشتن آدرس هایی که می دانم هم نمی بینم. با یک تماس با ١١٨ و یک پیگیری مختصر ١۵ دقیقه ای می توانید تلفن و بعد  آدرس هر مکانی در تهران و حتی جزیره ای در نیکوروکولونگو را بگیرید.
اما راه بعدی که به نظر من برای تازه کارها منطقی تر است مراجعه به دفاتر تهیه و تولید فیلمی است که با صدا و سیما کار می کنند. این دفاتر برای نویسنده ها یک غنیمت به شمار می آیند زیرا  زمانیکه فیلمنامه شما در شوراها ارزیابی می شوند حتما اعضای شورا به نام ارائه دهنده کار توجه می کنند اگر شما هم نویسنده باشید و هم ارائه دهنده و تازه کار هم باشید احتمالا با یک نه خیر از پیش تعیین شده روبرو خواهید شد. اما وقتی یک تهیه با سابقه فیلمنامه شما را پیشنهاد داده باشد قضیه تومنی هفت صنار فرق می کند.

۶-ب: فیلمنامه سینمایی و ویدئو رسانه:
نوشتن فیلمنامه برای سینما - در قدم اول-  قدری بلندپروازانه به نظر می رسد چون در سینما اولین مساله بازگشت سرمایه است. فیلم های سینمایی اگر چه با حمایت های دولتی ساخته می شوند اما به هر حال نیازمند سرمایه گذارانی از بخش خصوصی هستند که به این آسانی ها دم به تله نمی دهند و دوست دارند تا با یک نویسنده امتحان پس دادۀ معلوم الحال کار کنند تا با یک تازه کار مجهول الهویه که معلوم نیست قصه اش چه بلایی سر سرمایه بی زبانشان بیاورد. اما به هر حال سنگ مفت است و گنجشک هم مفت. سر زدن به دفاتر تهیه کنندگان و سرمایه گذاران و ارائه کار به آنها هیچ ضرری ندارد و اتفاقا ممکن است از لا به لای همین دیدارها یک نفر از قلمتان خوشش بیاید و خودش بهتان سفارش کار جدید بدهد و خلاصه آره و اینها!!!

7)تهیه کننده ها کجا هستند؟

برای رسیدن به خدا اگر راه های زیادی هست، برای رسیدن به تهیه کننده ها اما اصلا اینطور نیست. نه سایت جامعی وجود دارد، نه از ١١٨ می توان پرسید، نه توی مجله ها رد و نشانه ای یافت می شود ...
اما جالب اینجاست که بدانید آن بندگان خدا هم برای یافتن نویسندگان جوان و با استعداد با همین مشکلات روبرو هستند و از خدا می خواهند که متن های به درد بخور داشته باشند و با نویسنده های جدید آشنا بشوند...چرا؟ خب معلوم است چون هر پروژه ای از نوشته شروع می شود. شما وقتی یک متن خوب داشته باشی پیدا کردن سایر عواملی که شما را موفق کند چندان طول نخواهد کشید اما اگر یک گروه از بهترین های سینما را برای ساختن یک فیلم به کار بگیرید و فیلمنامه نداشته باشید یا فیلمنامه تان بد باشد مشغول آب در هاون کوبیدنید!
بنا بر این رابطه تهیه کننده و نویسنده یک رابطه تنگاتنگ، دوطرفه و برای هر دو طرف حیاتی است. همه اینها را گفتیم که به هر طریق زمانی که با یک تهیه کننده روبرو می شوید اصلا نتسید نترسید ما به همه با هم هستیم. یعنی شما همه با هم هستین. یعنی اینکه شما هر دو به هم نیاز دارید .
لابد با خودتان می گویید خب که چی؟ ما که نفهمیدیم تهیه کننده ها را بالاخره چطور ببینیم. فعلا تنها راهی که به ذهنم می رسد این است که اگر فیلمنامه ای دارید بروید ثبتش کنید و بعد برای من کامنت بگذارید یا میل بزنید تا ترتیب ملاقاتتان را با یکی از تهیه کننده هایی که می شناسم بدهم. البته با سرچ از اینترنت و مخصوصا سایت سوره سینما می توانید نشانی و تلفن خیلی از تهیه کننده ها را ببینید که متاسفانه اطلاعات این سایت به روز نیست و خیلی از شماره ها عوض شده اند.
سیستم ارتباط بین سینماگران در ایران معیوب است بنا بر این عجالتن تنها راه ها همین هاست که عرض کردیم!

در هر کدام از موارد بالا و حتی مواردی که ممکن است بالا نباشد، اگر مشکل یا سوالی دارید حتما و بدون رو دربایستی در کامنت ها مطرح کنید. برای مشاوره رایگان هم در خدمت دوستان هستیم تا جایی که وقتمان و وقتشان اجازه بدهد. 

 تا بعد!

---------------------------------------------------

بعدالتحریر:

عنوان پست بعدی این است:

چه کسانی فیلمنامه نویس نیستند؟ (همه اش که نمی شود حرف امیدوارکننده بزنیم. جان؟ ... یک وقت هایی یک چیزهایی باعث می شود که کسی یا کسانی فکر کنند همین حالا هم، بی هیچ زحمتی می توانند بهترین فیلمنامه ها را بنویسد. این پست برای آن دسته از دوستان نگاشته خواهد شد. از آن پست های توهم زدای خانه خراب کن است ها!)

چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ توسط احسان جوانمرد نظرات ()

در پست اول قول دادیم که قبل از همه به رایج ترین سؤالاتی که درباره هر حرفه ای و مخصوصا نویسندگی وجود دارد در حد دانسته هایمان جواب بدهیم که همانا بحث شیرین درآمد و پول است:

١- فیلمنامه تله فیلم

( نود دقیقه ای تلویزیونی):

شما تله فیلمتان را برای هر شبکه ای یا حتی سیما فیلم اگر بنویسید، قیمتش را در شورایی به نام برآورد تعیین می کنند. شورای برآورد دستمزد همه عوامل و هزینه فیلم را تخمین می زند و صدا و سیما به تهیه کننده مطابق همان بودجه بندی پول می دهد.

امّا

تهیه کننده هر چقدر بخواهد به شما پول می دهد!!! که در حال حاضر برای اولین کار دو و نیم میلیون تومان... از کار دوم سه میلیون تومان و بعد از آن تا سه و نیم میلیون تومان پول می دهند.

پس شد یک چیزی بین ٢و نیم تا ٣ونیم میلیون تومان.

تبصره: آدم های اسم و رسم داری که فقط برای سینما می نویسند اگر بخواهند برای تلویزیون بنویسند معمولا کمتر از ۵ میلیون تومان نمی گیرند. این رقم همانطور که گفتیم بین تهیه کننده و نویسنده توافق می شود.

--------------------------------------------------------------------

٢- سریال تلویزیونی:

مبنای محاسبه و توافق بر سر قیمت سریال دقیقه است.

از دقیقه ای ٢۵ هزارتومان تا دقیقه ای۴۵ هزارتومان رِنج متدوال محسوب می شود که بر می گردد به سابقه و رابطه و خیلی چیزهای دیگر...

یعنی مثلا برای نوشتن هر قسمت از یک سریال ١٣ قسمتی که هر قسمت آن ۴۵ دقیقه است اگر با شما دقیقه ای ٢۵ هزار تومان طی کرده باشند. شما برای هر قسمت یک میلیون و صد و بیست و پنج هزار تومان خواهید گرفت. حالابا ضرب این عدد در ١٣ در می آید به عبارتی ١۴ میلیون و ۶٢۵ هزار تومان برای کل پروژه.

خیرش را ببینید!

تبصره: فیلمنامه نویس های تبصره قبل اینجا هم مشموال الطاف خفیه می شوند. که از چند و چون آن اطلاعی در دست نیست و فعلا هم به درد ما نمی خورد ...یعنی ممکن است برای همین سریالی که مثال زدیم آنها سی چهل میلیون تومان و یا بیشتر دستمزد دریافت کنند. نوش جانشان؟

امتحان کلاسی:

حساب کنید که برای سریال یوسف پیامبر فرج الله سلحشور چقدر از صدا و سیما پول گرفته است.

معلومات مساله: یعنی آنهایی که می دانید:

١- تهیه کننده خودش بوده...یعنی برای قیمت با خودش توافق کرده....

٢-  سریال الف ویژه بوده....یعنی بالاترین برآورد هزینه در صدا و سیما

٣- ایشان مشمول ‌آن الطاف خفیه فوق الذکر هم بوده، هستند و خواهند بود.

مجهولات مساله: یعنی آنهایی که باید پیدا کنید:

قیمت فیلمنامه

پرتقال فروش

بارم: دو نمره!

---------------------------------------------------------------------

٣- فیلمنامه سینمایی:

الف: سینما ویدئو: یعنی فیلمنامه هایی که برای رسانه های تصویری (همین ها که بدون اینکه رنگ پرده ببینند می روند روی پیشخوان سوپر مارکت ها و کلوپ ها) ساخته می شوند.

بین ٣ تا ۵ میلیون تومان.

ب: سینمایی واقعی : اینها که از هفت خان می گذرند و رنگ پرده می بینند.

بین ۵ تا واقعا معلوم نیست چند میلیون تومان... اینجا دیگر توافقی توافقی است. یعنی ممکن است شما روی سوژه نابی کار کرده باشید و تازه کار هم باشید اما همه بدانند که این فیلم خواهد فروخت. اینجاست که شما می توانید بازارگرمی کنید و مبلغ بیشتری دریافت کنید. شنیده شده که برای برخی کارها تا ١۵ میلیون تومان هم رد و بدل شده است.

به هر حال رنج منطقی قیمت برای این گونه از فیلمنامه بین ۵ تا ٨ میلیون تومان است.

تبصره هم ندارد. یعنی دارد و همین ها بود که گفتیم.

 

------------------------------------------------------------------------

کجاهای فیلمنامه نویسی:

برای فروش فیلمنامه به کجا باید مراجعه کنیم؟

تهیه کننده ها کجا هستند؟

از کجا بفهمیم کارمان به درد می خورد یا نه؟

نکند فیلمنامه مان را بدزدند. می دزدند یعنی؟ از کجا که ندزدند؟

ما که هنوز ننوشته ایم چه کتابی باید بخوانیم؟ این کتابها را از کجا تهیه کنیم؟

کجا باید کلاس برویم؟

اصلا از کجا بفهمیم می توانیم این کاره بشویم یا نه؟

 

اینها و بیشتر از اینها در بی بی سی فارسی... ببخشید در پست های آینده کارگاه ١٣٧٩توضیح داده خواهند شد...اگر عمری بود.

تا آن موقع اگر سوال دیگری دارید در خدمتیم.

------

 

سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ توسط احسان جوانمرد نظرات ()

من فکر می کنم که برای هر آدمی، دست کم یک بار در طول زندگی پیش آمده که با دیدن یک فیلم سینمایی یا سریال بی مزه با خودش بگوید:

اَه اَه اَه ... اگه عمه من فیلمنامه می نوشت بهتر از این می شد. چه داستان مزخرفی! اینا چرا نمیان داستان زندگی ماها رو بسازن. دوست داشتم نویسنده شو خفه می کردم.این  بی شعورا پول می گیرن چی می نویسن؟! خاک عالم ...

بعد هم حد اکثر یکی دوروزی به فیلم و فیلمنامه و فیلمنامه نویسی فکر می کند. اما همیشه بعد از رفتن به اولین مهمانی یا پیش آمدن حادثه  مهم(؟) دیگری،  همه چیز فراموش می شود و آدم مورد نظر غرق می شود در زندگی روزمره و انگار نه انگار که قرار بوده روزی فیلمنامه نویس بشود و پوز این نویسنده های دوزاری را بزند...

اگر شما هم از این آدم ها بوده باشید در حال حاضر دو حالت دارد:

حالت شماره یک:  

دارید به ریش من می خندید چون فیلمنامه نویس معروفی هستید و از بیکاری کلمه فیلمنامه را سرچ کرده اید و دارید چرندیات یک نویسنده تازه کار را می خوانید.

حالت شماره دو:

دارید همزمان با نگاه کردن به مطلبی که من برایتان نوشته ام، لب به دندان می گزید و می گویید آره یادش به خیر... نمی دونم چرا پی شو نگرفتم... اگر هم با کسی دارید می خوانید به او می گویید که چقدر استعداد داشته اید و حیف شده اید و هرز رفته اید و ای کاش عمرتان را صرف آمد و شد به اداره و پوسیدن توی بخش بایگانی ثبت احوال (یا حداکثر کارگزینی شرکت خط و ابنیه راه آهن) نمی کردید.

بگذریم...

اگر حالت اول برایتان اتفاق افتاده که خوش به حالتان و ما مخلصیم استاد(؟!!)

اما اگر حالت دوم برایتان اتفاق افتاده و احساس می کنید دارید حرام می شوید، باز هم دو حالت دارد.

حالت شماره یک: بعد از بستن این صفحه یکی دو ساعت یا حداکثر یکی دو روز ذهنتان مشغول فیلمنامه نویسی است و بعد از رفتن به اولین مهمانی یا زاییدن زن برادرتان...

حالت شماره دو: فکر می کنید در همین لحظه باید یک تصمیم تاریخی بگیرید. می خواهید برای اولین بار بهانه هایی مثل نداشتن وقت و پول و حال و حوصله و آرامش و دل خوش و ... باقی قضایا را در پرانتز بگذارید و اولین قدم را برای فیلمنامه نویس شدن بردارید.

من این وبلاگ را افتتاح کرده ام تا اگر شما در حالت دوم (یعنی همین حالت بالا) به سر می برید کمکتان کنم. 

این تصمیم را همان اوایل که شروع به آموختن فیلمنامه نویسی کردم گرفته بودم. دلیلش هم این بود که زجرها کشیدم، توهین ها شنیدم و تحقیرها تحمل کردم تا بالاخره توانستم اولین فیلمنامه ام را بفروشم و از این راه کسب درآمد کنم. همان موقع با خودم عهد کردم که اگر به جایی رسیدم به تازه کارها کمک کنم. البته این معنیش این نیست که الان به جایی رسیده ام. حالا هم هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است. چند تا فیلمنامه به تهیه کننده های سینما و تلویزیون فروخته ام و ... خیلی مانده تا به جایی برسم اما...

می خواستم این کار را ( زدن وبلاگ برای کمک به تازه کارها) را زمانی بکنم که خودم به قله فیلمنامه نویسی رسیده باشم. اما امشب، دقیقا همین امشب فهمیدم که باید همین حالا شروع کنم به کمک کردن... همین حالا که هنوز یک فیلمنامه نویس مبتدی هستم... چرا؟ چون  همین حالا با وجود مبتدی بودنم  وقت ندارم به حضرت عباس، حالا اگر دری به تخته خورد و اسم در کردیم که دیگر هیچی...مثل بقیه ایرانی های تازه به دوران رسیده با زن شاه هم فالوده نخواهیم خورد و همه این درد ها و دغدغه ها می رود پی کارش و به روی مبارک نخواهیم آورد که یک زمانی برای دیدن یک تهیه کننده، از هزار توی پن رد می شدیم و شبی که صبحش قرار بود ببینیمش تا صبح خوابمان نمی برد. به هر حال آدم ها عوض می شوند. من می خواهم تا عوض نشده ام به عهدی که با خودم بسته بودم وفا کنم.

بنا بر این حالا که یک نفر پیدا شده که حاضر است مفت و مجانی رقبای آینده خودش را کمک کند و اعتقاد دارد این مملکت به قلم های توانا و فکرهای نو در سینما و تلویزیون و ویدیو رسانه (همین ها که فیلم هاشان را در سوپری ها می فروشند) احتیاج دارد، از فرصت سوء استفاده کنید!

من حزب اللهی نیستم و ادعای علم هم ندارم اما جمله ای از یکی از بزرگان دین شنیده ام که بهش اعتقاد دارم: زکات علم نشر آن است.

من علم چندانی ندارم  اما تجربه هایی دارم از سگدو زدن  دنبال کتاب خوب و کلاس خوب و استاد خوب و بعدها تهیه کننده خوب، که حتما به دردتان می خورد و فیلمنامه نویس شدنتان را  لااقل یکی دو سال جلو می اندازد.

کار زیادی هم نمی توانم برایتان بکنم الا اینکه به سوالاتتان در حد معلومات و تجربه ام جواب بدهم. بیکار هم نیستم که بیایم و در پست هایم از اوّل اصول فیلمنامه نویسی را آموزش بدهم. اینها را در کتابهای آموزش فیلمنامه نویسی هم می توانید بخوانید. شرایطتان را برایم توضیح دهید تا به فراخور بهتان کتاب معرفی کنم.

می خواهم سؤالاتی را جواب بدهم که توی کتاب ها نیست.

هر ابهامی که در آغاز راه آموزش فیلمنامه نویسی دارید و هر سؤالی که به ذهنتان می رسد در قسمت نظرات وبلاگ بپرسید یا به ای میل من بفرستید و جواب بگیرید.

می دانم که اولین سؤال قبل از نوشتن فیلمنامه برای فیلمنامه نویس ها این است که حالا گیریم ما فیلمنامه نوشتیم چطور آن را بفروشیم؟

برای یک فیلمنامه  تله فیلم (سینمایی تلویزیونی) چقدر پول می دهند؟

برای فیلم سینمایی چقدر پول می دهند؟

قیمت یک فیلمنامه سریال چقدر است؟ قسمتی چند؟

در پست بعدی داوطلبانه به این سؤال ها پاسخ خواهم داد. پس فعلا بقیه سؤالاتتان را بپرسید.

----------------------------------------------

پی نوشت:

1-  وبلاگ دیگر من در بلاگ اسکای(هزار و سیصد و هفتاد و نه) را ببینید..دوستان قدیمی محبت کنند و اگر به مباحث فیلم و فیلمنامه علاقه دارند، به این وبلاگ (کارگاه فیلنامه نویسی 1379) لینک بدهند.

2- انگیزه ایجاد این وبلاگ سؤالات زیادی بود که دوستان نزدیکم که علاقه دارند وارد این حرفه شوند از من می پرسیدند. یک هو یادمان آمد که ای دل غافل ما قرار بود به همه خلق الله تجربیات کوچکمان را انتقال دهیم و ...

3- دعا کنید وقت،پشتکار و حوصله هر دو وبلاگم را داشته باشم. 

پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط احسان جوانمرد نظرات ()