درباره نویسنده
احسان جوانمرد
این وبلاگ برای پاسخ دادن به سؤالاتی راه اندازی شده که در ابتدای راه، هر علاقه مند به فیلمنامه نویسی با آنها روبروست. چه کتابی بخوانم؟ چه کلاسی بروم؟ فیلمنامه ام را برای فروش کجا ببرم؟ آیا ممکن است فیلمنامه ام را بدزدند؟ دوستانم می گویند دست به قلمت خوب است...آیا می توانم فیلمنامه نویس شوم؟ و هزاران سؤال بی جواب دیگر... من یک فیلمنامه نویس با سابقه نیستم... کارنامه من: تله فیلم های نشانی (داریوش ربیعی - شبکه دوم)، بچه های محله گلها(داریوش ربیعی - سیمافیلم)، تفنگ آزادخان(سیمافیلم)، آبی آسمانی(بهمن زرین پور - سیمافیلم) غبار زمان(خسرو معصومی - شبکه4)، آبی آسمانی (بهمن زرین پور - سیما فیلم)، نفر هفتم (داریوش ربیعی - شبکه اول)، سریال یکی بود یکی نبود (نوروز 91 - شبکه چهار) ، سریال عمارت قجری (پیش تولید - شبکه چهار) همچنین یک فیلمنامه سینمایی به نام زاپاس در مرحله پیش تولید و یک سینمایی ساخته نشده به نام دیوانه و پری... دیگر اینکه دو طرح سریال نیم بند به نام های گمشدگان و عمونوروز دارم که فعلا در کشاکش میان تهیه کننده ها و مسئولان رسانه، روزگار می گذرانند. . علاقه ام موضوعات اجتماعی است به خاطر اینکه فارغ التحصیل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران هستم. کارشناس علوم اجتماعی و کارشناس ارشد توسعه روستایی با گرایش توسعه اجتماعی ... اوممم... متاهل هستم و به فوتبال ، جامعه شناسی و سینما علاقه دارم...غیر از اینها دستی بر آتش شعر دارم و دیگر هیچ... ای کاش برای فیلمنامه نویس شدن نیازی به کار با صدا و سیما و چرخاندن چرخش و رقصیدن به هر سازش نبود... افسوس که برای کار کردن در این مملکت گریزی از ارشاد و گزیری از صدا و سیما نیست ... از همه هموطنانم که فیلم و سریالهای آبدوغ خیاری روی اعصابشان است به خاطر این کار عذرخواهی می کنم... واقعا چاره ای نداشتم. قول می دهم در متن هایی که برای تلویزیون می نویسم شرف قلم را حفظ کنم ... زیاده عرضی نیست... آماده ام به سؤالات دوستان پاسخ بدهم... ehsan.javanmard@gmail.com
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • احسان جوانمرد
مطالب اخیر
  • مطلب شماره (7): کارگاه نوشت
  • مطلب شماره (6): چه کسانی فیلمنامه نویس نیستند؟!
  • مطلب شماره (5): نمونه فیلمنامه
  • تشکر و امتنان
  • مطلب شماره (4): یک تمرین خوب؛ از سردرد کوچک تا دردسر بزرگ
  • پیشاپیش تولدش مبارک
  • مطلب شماره (3): کجاهای فیلمنامه نویسی!
  • مطلب شماره (2): پرسش های متداول درباره قیمت فیلمنامه
  • مطلب شماره (1): اگر می خواهید فیلمنامه نویس شوید
کلمات کلیدی مطالب
  • آموزش فیلمنامه نویسی (٩)
  • فروش فیلمنامه (۸)
  • خرید فیلمنامه (۸)
  • فیلمنامه نویسی (٧)
  • کارگاه فیلمنامه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • بهمن ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
کدهای اضافی کاربر



کارگاه فیلمنامه نویسی 1379
همه چیز درباره فیلمنامه... اما... لطفا، لطفا و باز هم لطفا بروید و از مطلب شماره (1) شروع کنید به خواندن. جواب خیلی از سوالاتتان در پست های قبلی هست... از پاسخ دادن به سوالاتی که جوابشان در مطلب های قبلی موجود باشد اکیدا معذوریم! اخم هم نفرمایید چون که حرف بی حساب نزده ایم که...
مطلب شماره (7): کارگاه نوشت
نویسنده: احسان جوانمرد - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

1- توجیه تأخیرمان :

این روزها به شدت درگیر نوشتن فیلمنامه ای برای یک سریال تاریخی هستیم. غیر از مشقات همیشگی برای نوشتن در مدیوم تلویزیون، تحقیقات طاقت فرسای کتابخانه ای و اینترنتی برای ما که تنبلی مان شهره ی آفاق است، حسابی دردسرساز شده و پاک از نفس افتاده ایم.

2- توجیه و وعده ی مضاعف :

به خیلی از کامنت ها (پیام ها) جواب نداده ایم و عذر تقصیر داریم. عمری اگر باشد به مرور نظر ناقابلمان را درباره فیلمنامه هایی که فرستاده اید - و بزنیم به تخته کم هم نیستند-  برایتان ایمیل می کنیم.

3- پیرو استراتژی بهترین دفاع، حمله است نوشت:

به خیلی از سؤال هایی که در کامنت ها یا ایمیل ها می پرسید در پست های قبلی پاسخ مبسوط داده ام، لطفا قبل از پرسیدن سؤالتان، یک دور مطالب وبلاگ را بخوانید.

4- پیشاپیش معذرت خواهی نوشت:

می خواهیم با اجازه دوستان بخش نظرات وبلاگ را برای مدتی غیر فعال کنیم. اگر سؤالی داشتید، مشورتی خواستید، یا دوست داشتید نقد و نظرتان نسبت به نوشته های این درگاه مجازی را به حقیر منتقل کنید، می توانید از همان نشانی قدیمی برای ارتباط استفاده کنید.

ehsan.javanmard@gmail.com

---------------------------------------------------------------------------------

پی کارگاه نوشت:

ممکن است - تأکید می کنیم  که فقط ممکن است - با عنایت دوستان در یکی از زیرمجموعه های فرهنگی شهرداری تهران، برگزاری یک دوره کارگاه فیلمنامه نویسی را عهده دار شویم. غیر از زمان شروع دوره که اواخر بهار امسال خواهد بود ، هیچ چیز (اعم از ساعت برگزاری، شهریه دوره و ...) مشخص نیست،به معنای واقعی کلمه همه چیز در هاله ای از ابهام قرار دارد و - خدا را شکر -  نه در هاله ای از نور!

اگر اتفاق بیفتد می خواهیم کارگاه با ظرفیت محدودی برگزار شود که بازدهی مطلوبی داشته باشد و به تک تک شرکت کنندگان فرصتی برای رفع اشکال و مشورت داده شود. ایضا ممکن است که یک کلاس با جمعیت زیاد برای مبتدی ها برگزار کنیم و کارگاه را بگذاریم برای دوستانی که واقعا به کارگاه نیاز دارند و نه به کلاس مقدماتی. 

دوستانی که امکان و تمایل حضور دارند، مشخصات فردی (سن، جنس، تحصیلات، محل سکونت و قس علیهذا ) و یک نمونه از نوشته هایشان (ترجیحا فیلمنامه یا نمایشنامه) را برایمان ایمیل کنند. نظری هم اگر دارید برای برگزاری بهتر کارگاه -  به دیده منّت - دریغ نفرمایید.

دست آخر نوشت: برگزاری کلاس و کارگاه توسط کسی که خودش هنوز ابتدای راه است و کلی امید و آرزو دارد، از نظر خودمان خیلی عاقلانه نیست. راستش نه وقتش را داریم، نه ظرفیت ذهنی اش را... اما عاقبت با اصرار دوستانی که خاطرشان عزیز بود، اغفال شدیم. گفتند : «از قرار معلوم هر چه جلوتر می روی، سرت خلوت تر  نمی شود که نمی شود... مثل همین وبلاگ که به نیّت کمک به تازه واردهایی مثل خودت راه انداختی، کارگاه را هم باید در همین سن و سال برگزار کنی. قطعا چند وقت دیگر آنقدر غرق کار و مناسبات این حرفه می شوی که برای برگزار نکردن کارگاه، دو سه هزارتا بهانه ی خوب جور می کنی». دیدیم راست می گویند...  القصه... امیدواریم بزرگترها، استادها، اکابر قوم و اعاظم فن، جسارت ما را - که بی تعارف در هیچ زمینه ای، هیچ ادعایی نداریم -  بر ما ببخشند. کارگاه مکانی خواهد بود برای هم اندیشی، نه ما استادیم نه خدایی ناکرده آنها که می آیند شاگرد. حالا حالاها برای ما زود است این حرف ها... خیلی زود...

نظرات ()



مطلب شماره (6): چه کسانی فیلمنامه نویس نیستند؟!
نویسنده: احسان جوانمرد - سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠

مقدمه: وعده کرده بودیم که یک پست توهم زدای خانه خراب کن بگذاریم برای جماعتی که گمان می کنند نوشتن فیلمنامه کار بسیار راحتی است. آنها که هنوز یک خط فیلمنامه ننوشته اند اما با دیدن یک فیلم یا سریال آبدوغ خیاری هزار و یک جور فحش و بد و بیراه می دهند به نویسنده و سازنده و هنرپیشه و قس علی هذا... و بعد با خودشان می گویند ((اگه مام پارتی داشتیم...)) یا (( حیف که حسش نیست و الا من هر چی بنویسم از این بهتره)) یا ((عمع ی منم می تونه اینجوری بنویسه...)) و ...

نه اینکه حق با این دوستان نباشد ، نه... اتفاقا در بسیاری از مواقع حرفشان درست است اما نتیجه ای که از آن می گیرند اصلا درست نیست...اصلا...

یادتان باشد که هدف این وبلاگ در وهله ی اول دعوت دوستان است به نوشتن بی هیچ هراسی ... اصلا اگر مطالب را یک دور بخوانید متوجه می شوید که ما اگر خیرخواه نباشیم بخیل هم نیستیم ... امّا... میمش را مشددتر از همیشه لفظ کنید چون این یک امّای تاریخی است:  (( قضیه اصلا به این سادگی ها نیست))

وقتی یک فیلم مزخرف می بینید به این معناست که آن نویسنده (در برخی مواقع کارگردان، بازیگر و یا همه ی اینها با هم.) کارش یا کارشان را درست انجام نداده اند و اصلا به این معنا نیست که شما نویسنده خوبی هستید... اصلا...

برای خود من بارها ثابت شده که نوشتن آنقدر امر پیچیده ایست که هیچ وقت - تاکید می کنم هیچ وقت- هیچ کس نمی تواند ادعا کند کاملترین اثرش را خلق کرده است. حالا این پیچیدگی را به توان صد و هزار برسانید زمانی که دارید در گل و بلبل ترین مملکت دنیا زندگی می کنید. خیلی خیلی پیچیده تر می شود.

دارم از بحث اصلی دور می شوم و نمی خواهم این پست  خیلی طولانی بشود. فهرست زیر را بخوانید تا بدانید چه کسانی - دست کم از نظر این حقیر - فیلمنامه نویس نیستند.

شما فیلمنامه نویس نیستید به این دلیل که:

1- دوستتان توی باشگاه بیلیارد یا آشپزی، دفترچه خاطراتتان را نگاه کرده و به شما گفته قلم خوبی دارید.

2- دختر خاله جانتان قربان شعرهای بی وزن و قافیه تان می رود. (این مورد در مورد پسرخاله جان، دختردایی جان و سایر بستگان نسبی و سببی با درجات مختلف صدق می کند)

3- دوست پسر (یا دخترتان) قربان اس ام اس های عاشقانه تان می رود.

4- یک بار وقتی اول دبیرستان بودید یک داستان نوشته بودید و حیف که گمش کرده اید و الّا ...

5- وبلاگ پربازدیدی دارید و همه از پست هایتان تعریف می کنند و تازه این اواخر خیلی هول هولی آنها را می نویسید و الّا ...

6- آخرِ همه فیلم ها را حدس می زنید جوری که خودتان کفتان می برّد.

7- تازگی ها یک سوژه به ذهنتان رسیده است اما وقت نکرده اید درباره اش بنویسید.

8- چند سال پیش یک دوره کلاس فیلمنامه نویسی رفته اید اما چون کارهای مهم تری داشتید نشد که ادامه بدهید و خیلی حیف شده و آره و اینها...

9- یک تصویر توی ذهنتان است که اگر ته یک فیلم عاشقانه باشد ملت کلی گریه خواهند کرد (یا خواهند خندید، در هر صورت خیلی فرقی نمی کند، شما فیلمنامه نویس نیستید، گیر ندهید خب!)

10- حرف زدنتان خیلی شبیه علی صادقی (یا بهاره رهنما) ست و توی جمع به بمب خنده و انرژی معروفید...

11- حاضر جوابید و کلی ضرب المثل و جملات قصار بلدید و به راحتی مثل آدم های توی فیلم ها حرف می زنید.

12- به این نتیجه رسیده اید که باید یک کاری بکنید و اینطوری اصلا نمی شود... یعنی که چه بعد از بیست و چند سال عاطل و باطل مانده اید... والله ... با این نان هایشان!

13- حس می کنید اگر بنویسید می ترکانید!

14- یک خواب دیده اید که جان می دهد برای فیلم های تخیلی هالیوود!

15- یک فیلم هالیوودی دیده اید و حس می کنید اگر به فارسی برگردانده شود با کمی دستکاری چیز بدی نمی شود.

16- می خواهید بازیگر شوید ولی چون پارتی ندارید دوست دارید از طریق نویسندگی وارد دنیای سینما شوید و بعد در فیلمی که خودتان نوشته اید...

17- رمان های زیادی خوانده اید و خودتان هم نمی دانید چرا تا به حال به فکر نوشتن فیلمنامه نیفتاده اید...

18- یکی از مطالبتان توی روزنامه چاپ شده و یکی از اعضای فامیل - مثلا مادرتان-  به شما افتخار می کنند. (این مورد تا سقف چندین مطلب برای بخش اول جمله  و نیز همه اعضای فامیل برای بخش دوم جمله مصداق دارد)

19- هر چه بنویسید از  فیلمنامه ی این فیلم آخر جواد رضویان که بهتر است که... (این مورد شامل فیلم های اول، وسط و آخرِ رضا شفیعی جم، بهنوش بختیاری، قدرت الله صلح میرزایی ، احمد پور مخبر و ... هم می شود)

20- به هر دلیلی فکر می کنید چون پول، پارتی و شانس ندارید، حرام شده اید وگرنه همه می دانند که شما چه نابغه ای هستید.

21- ... حالا گیریم من تا مورد صد و بیست و یک بخواهم ادامه بدهم ... شما تا همینجا متوجه نشدید که فیلمنامه نویس نیستید؟ ... نیستید جانم نیستید... چرا بیخودی وقت ما و خودتان را می گیرید...

-----------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت های مهم:

1- هیچ کدام از حرف های بالا به این معنا نیست که شما فیلمنامه نویس بشو نیستید... دقت کنید به تیتر مطلب: شما فیلمنامه نویس نیستید... نه اینکه نمی توانید باشید!

2- از شما چه پنهان خیلی از این موارد درباره خود من صدق می کرد و من فیلمنامه نویس نبودم... اما شدم!

3- فیلمنامه نویسی یعنی یک جو استعداد + یک عالمه پشتکار ...

در نتیجه با تلاش و تلاش و تلاش و البته گرفتن راهنمایی درست و به بیراهه نرفتن، بسیاری خواهند توانست و خب بنا به همین دلایل بسیاری نخواهند توانست. این پست برای توهم زدایی از  آن دسته دوم نوشته شده است!

 

نظرات ()



مطلب شماره (5): نمونه فیلمنامه
نویسنده: احسان جوانمرد - جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠

سلام دوستان!

معذرت بابت این همه تاخیر و ...

بالاخره موفق شدم یک نمونه از کارهای نه چندان  قابل توجهم را برایتان آپلود کنم. امیدوارم به کارتان بیاید. این فیلمنامه پس از بازنویسی توسط داریوش ربیعی ساخته شد و بهمن ماه 1389 از شبکه اول سیما پخش شد.

لینک زیر برای دانلود فیلمنامه تعبیه شده است. امیدوارم کار کند و کار کنید و کار کنیم و کار کنند و هر کس هر جا مشغول به کار است موفق باشد:

دانلود فیلمنامه نفر هفتم - فرمت word-2003

نظرات ()



تشکر و امتنان
نویسنده: احسان جوانمرد - جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩

هر گل که بیشتر به چمن می دهد صفا

گلچین روزگار امانش نمی دهد


بدینوسیله مراتب تشکر و امتنان خود را از کلیه دوستان، اقوام و آشنایانی که از راه های دور و نزدیک قبول زحمت کرده و در مراسمتشییع  تله فیلم نفر هفتم شرکت کردند اعلام می داریم.

 

                                                                                 جمعی از بازماندگان

 

پی اعلامیه نوشت:

حمید باقرلو درابر چند ضلعی   و کیامهر باستانی در جوگیریاتبه ترتیب مرتکب تکریم و معرفی این مرحوم مغفور شده اند. بدینوسیله تشکر ویژه و سپاس قلبی خویش را نثارشان می کنیم و از خدا می خواهیم هر چه خاک آن مرحوم است، بقای عمر این دو عزیز باشد.

 

 

پی جدی نوشت:

خیلی وقت بود دل و دماغ آپدیت نداشتم. اظهار لطف دوستان به ظاهر شدن اسمم در تیتراژ تله فیلم نفر هفتم به عنوان نویسنده، شوق آپدیت رو برانگیخت تا لااقل از این تریبون دستای گرمشونو به گرمی افشرده (افسرده نه ها افشرده، در واقع افشرده شکل ادبی فشرده س) و براشون آرزوی موفقیت و سلامت بکنم. 

به زودی خبر پخش غبار زمان - و شاید بچه های محله گلها - رو می ذارم تا گلایه به حق دوستان مبنی بر خبر دار نشدن یا دیر خبر دار شدن از پخش فیلم هام رو به جون نخریده باشم. 

 

پی مسخره بازی نوشت:

تیکه رو گرفتین؟ نگرفتین؟ همین دو خط قبل نوشتم: پخش

یکی نیست بگه بچه پر رو!  تو فقط فیلمنامه رو می نویسی، بعد اون همه آدم از فیلمبردار و تصویر بردار بگیر تا کارگردان و تهیه کننده و تولید و تدارکات و ... یه ماه شبانه روز جون می کنن تا فیلم ساخته بشه، اون وقت تو میای به راحتی آب خوردن می نویسی: فیلم هام ؟!

چه آدمایی پیدا می شن بخخخخخخخخخخخخخخخدا !

 

 

پی من در جشنواره فیلم فجر نوشت:

فیلم غبار زمانبه کارگردانی خسرو معصومی و نویسندگی حقیر سر تا پا تقصیر، توی بخش سینمای ایران جشنواره فیلم فجر(بخش آثار بلند ویدیوئی) شرکت کرده ...

اینو گفتم که اگه یه وقت زد و فیلم جایزه ای برد و خبرشو اینجا گذاشتم کسی شوکه نشه. البته فیلم شانسش برای گرفتن جایزه تو بخش بهترین فیلم و یا بهترین کارگردان خیلی بالاتره تا توی بخش بهترین فیلم نامه، هر چی نباشه خسرو معصومیبه عنوان کارگردان سابقه طولانی تر و رزومه پر و پیمون تری داره تا من به عنوان فیلم نامه نویس. 

 

روی کلماتی که با این رنگ و فونت هستن کلیک کنین ، راه دوری نمی ره...یعنی نمی رین!!!

نظرات ()



مطلب شماره (4): یک تمرین خوب؛ از سردرد کوچک تا دردسر بزرگ
نویسنده: احسان جوانمرد - جمعه ٢٦ شهریور ۱۳۸٩

گاهی یک اتفاق کوچک توی فیلمنامه باعث می شود تا مسیر داستان به شدت عوض شود و داستان جدیدی شکل بگیرد که صد پله بهتر از ایده اولیه است.

مثال:

دارید درباره مرد میانسالی می نویسید که با همسرش زندگی خوب و خوشی دارند. شما می خواهید فیلمنامه ای بنویسید که توی آن به بخشی از معضلات روابط زوج های میانسال بپردازید. خب آنها احتمالا بچه ای دارند و داستان شما از یک دعوای زن و شوهری شروع می شود تا برسید به یک بحران!

خب حالا بحران با بیقراری بچه و نصیحت اطرافیان پایان می پذیرد و با یک جشن باشکوه برای سالگرد ازدواج تمام می شود.

سالگرد ازدواجشان فرا می رسد و همه خوشحالند و ...

اما به احتمال زیاد فیلمنامه هیجان زیادی برای مخاطب نخواهد داشت. شما همینطور دارید فکر می کنید که راهی برای خروج از سکون و رخوت حاکم بر فیلمنامه پیدا کنید.

به نظر شما یک سردرد ساده می تواند مسیر این فیلمنامه را عوض کند؟

جوابتان را نگه دارید و باقی متن را بخوانید!

زن از سر و صدای مهمانی و خستگی پذیرایی طولانی،  سردرد مختصری می گیرد. مرد برای اثبات توجهش به زن (علی رغم گذشتن چند سال از این ازدواج و آن دعواهایی که در طول فیلم دیده ایم) کتش را می پوشد و در میان برف و بوران به داروخانه شبانه روزی می رود.

خب که چی؟

صبر داشته باشید. شاید ماجرا جالب تر شود اگر...

اگر...

کجا؟ توی کوچه؟

نه

توی داروخانه؟

موافقم.

توی داروخانه یک مرد باشد؟

نه

یک زن چطور است؟

عالی!

یک زن توی داروخانه است.

صندوقدار است؟

نه

مشتری... حتما باید مشتری باشد...

مشتری اگر مشکلی نداشته باشد به درد هیجان انگیز کردن ماجرا نمی خورد.

مشتری مشکل دارد.

زن با وقار و خوش پوشی که پول نقد ندارد. کارت عابر بانکش به علت قطع شدن سیستم شتاب کار نمی کند و صندوقدار زیر بار دادن داروهایی که برای مادر پیرش می خواهد نمی رود.

مرد قصه ما چه می کند؟

بی تفاوت مسکن می خرد و می رود. ...شاید... ولی نه ... حتما از دم در بر می گردد ...

پول داروها را می دهد. زن از او شماره ای برای تماس و ادای دین می خواهد.

مرد تردید می کند. زن نمی تواندصبر کند. عجله دارد که داروها را به مادرش برساند.

زن چه می کند؟ می رود؟

نه

کارت ویزیت. او صاحب گالری خصوصی نقاشی است. کارت ویزیتش را به مرد می دهد و از او خواهش می کند تماس بگیرد. زن می رود و مرد قصه ما ...

...

خب به نظرم باید قصه اولمان را کنار بگذاریم.

ما قصه جدیدی داریم که جذاب تر است.

...

مردی در سالگرد ازدواجش برای خریدن قرص به داروخانه می رود و آنجا به بانویی زیبا و خوش پوش کمک می کند. مرد همسرش را دوست دارد اما کارت ویزیتی که از زن ناشناس گرفته تا چند روز تمرکزش را به هم می زند. بالاخره یک روز بعد از دعوایی مختصر با همسرش گوشی را بر می دارد و ...

........................

خب ما پایان بی روح یک داستان را تبدیل به آغاز پر انرژی قصه ای کردیم که همه دوست دارند بدانند به کجا خواهد کشید!

به همین سادگی:

گاهی یک سردرد کوچک می تواند دردسرهای بزرگی تولید کند!

شما به عنوان فیلمنامه نویس وظیفه دارید این سردردها را پیدا کنید. این چیزهای کوچک اما تاثیر گذار همه جا هستند. کافیست چشم هایمان را باز کنیم.

--------------------------------------------

پی نوشت:

1- با دوست خوبم اسماعیل فلاح پور درباره طرحی خیالی حرف می زدیم. قصه همین سیری را طی کرد که در بالا خواندید. هنوز داریم درباره اش حرف می زنیم. و هر بار با کشف یک اتفاق کوچک قصه به مسیری می رود که خود ما هم از قبل نمی دانستیم. به گمانم شیوه خوبی باشد برای رسیدن به یک طرح خوب. امتحانش کنید.

2- راستی آخرین اتفاق در قصه ای که خواندید ورود مردیست که شب و روز مثل سایه مرد قصه را تعقیب می کند. او از دوستی مرد قصه ما با زن ناشناس عصبانیست. به نظر شما او چه کسی می تواند باشد؟ من جواب را می دانم. اما دوست دارم جواب های شما را هم بخوانم.

نظرات ()



پیشاپیش تولدش مبارک
نویسنده: احسان جوانمرد - پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩

یکی از بهترین لحظه های زندگیم وقتی بود که خوندن فیلمنامه یکی از مخاطبین وبلاگ رو تموم کردم... دقیقن پنج دقیقه پیش جواب ایمیلشو دادم.

به خودش نگفتم ولی به عنوان اولین کار یه جورایی کاری کرده بود کارستان... معلوم بود که ساعت ها و روزها و شاید ماه ها با حوصله و دقت نشسته بود و توی ژانری که اکثر نویسنده های زبردست ایرانی ازش می ترسن (معمای جنایی) با اعتماد به نفس  نوشته بود.

همین قدر می دونم که اسمش مهدی و فامیلیش شهبازیه و اینکه به زودی یه نویسنده خوب متولد می شه و من خوشحال و مفتخرم که ممکنه نقش کوچیکی در این تولد داشته باشم.

با اینکه مهدی اولین کسی نیست که از طریق این وبلاگ منو پیدا کرده اما فیلمنامه خوبش بهم انگیزه داد که بعد از مدت ها اینجا رو یه آب و جارو کنم و به فکر آپ کردنش بیفتم. سعی می کنم بیشتر بنویسم از این به بعد. دعا کنین دوباره به خودم و بقیه دروغ نگفته باشم.

 

ممنونم مهدی عزیز

نظرات ()



مطلب شماره (3): کجاهای فیلمنامه نویسی!
نویسنده: احسان جوانمرد - چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸

 

قبل التحریر:

1- این آدرس برای مدتی که نیستیم:ehsan.javanmard@gmail.com

2- قول داده بودیم به این سوالات پاسخ دهیم... حالا هم الوعده وفا!

خود تحریر:

1) کجا باید فیلمنامه تان را ثبت کنید؟

به عنوان اولین توصیه و مهمترین توصیه عرض شود که شما اگر یک فیلمنامه نوشته شده یا یک طرح بدیع دارید باید حتما آن را ثبت کنید. حتما هم باید در بانک فیلمنامه خانه سینما واقع در خیابان بهار جنوبی - کوچه سمنان - پلاک ٢٣ - طبقه همکف این کار را بکنید. هزینه و شرایط ثبت طرح و فیلمنامه را اینجا می توانید ببینید. دزدیده شدن فیلمنامه و  ایده شما یا هر کس دیگری ممکن است، اما خیلی بعید است که در آغاز آنقدر خوب بنویسید که قابل دزدیدن باشد. با این حال با ثبت فیلمنامه تان می توانید از خطر دزدیده شدن در امان بمانید و خدای ناکرده اگر این اتفاق افتاد حق و حقوقتان را از سارق بگیرید.

2) از کجا بفهمیم کارمان به درد می خورد یا نه؟

هیچ راهی وجود ندارد. باید یک فیلمنامه کامل بنویسید تا بتوانید خودتان را ارزیابی کنید. دیگران هم هیچ وقت نمی توانند ارزیابی درستی از شما داشته باشند مگر اینکه کارتان را بخوانند. پس الکی امیدوار یا الکی نا امید نباشید. فقط بنویسید. هر چه زودتر بنویسید زودتر می فهمید که چقدر تا مقصد نهایی راه دارید.

3)اصلا از کجا بفهمیم می توانیم این کاره بشویم یا نه؟

دوباره که دارید همان سوال را یک جور دیگر می پرسید. گفتیم که هیچ راهی وجود ندارد! الا اینکه شما یک فیلمنامه کامل بنویسید و بدهید دیگران بخوانند! فیلمنامه تان رابدهید چند نفر از هر قشری بخوانند و نظر بدهند. البته خواندن فیلمنامه کمی با خواندن رمان و قصه فرق می کند وخواننده و طبیعتا نویسنده باید با یک سری المان ها و اصطلاحات آشنا باشند. باری، آنچه در این مرحله مهم است خود نوشتن است. مهم نیست که شما می توانید اولین نوشته تان را بفروشید یا نه. منظورمان این است که اول باید این اعتماد به نفس را پیدا کنید که در قالب فیلمنامه مطلب بنویسید. می توانید برای شروع یک فیلمنامه کوتاه دو دقیقه ای بنویسید. وسواس به خرج ندهید. قرار نیست کسی شما را با همین یک نوشته ارزیابی کنید. قرار هم نیست اولین نوشته تان بهترین نوشته تان باشد. قرار است مشق کنید. همین!
ما هم به فراخور حال و وسعمان حاضریم مشورت بدهیم بهتان. شما اول بنویسید و برادریتان را ثابت کنید. راستی وقتی دارید فیلمنامه تان را برای دوستتان می خوانید به عکس العمل هایش دقت کنید. حالات چهره از جمله اشتیاق و یا زبانم لال خمیازه اش به شما می گوید که کجای کارید!

4)ما که هنوز ننوشته ایم چه کتابی باید بخوانیم؟ این کتابها را از کجا تهیه کنیم؟

من برای شروع به همه دوستان کتاب داستان را پیشنهاد می کنم. «داستان» کتابی است در مورد «ساختار،سبک و اصول فیلم نامه نویسی» اثر رابرت مک کی، ترجمه ی محمد گذرآبادی. تهران: انتشارات هرمس، 1382.
تا این کتاب را نخوانده اید سراغ کتاب دیگری نروید. البته این نظر ماست. خیلی ها اعتقاد دارند که کتابهای سیدفیلد برای شروع مناسب ترند. اما من تا به حال کتابی بهتر از داستان مک کی در زمینه آموزش فیلمنامه نویسی ندیده ام. ضمن اینکه تقریبا همه کتابهای ترجمه شده از جمله کتاب های سید فیلد را خوانده ام. شک نکنید. همین حالا بروید روبروی دانشگاه تهران و از کتابفروشی های انقلاب ، سراغ کتابفروشی پارت را بگیرید. آنجا همه کتابهای آموزش فیلمنامه نویسی هست. هر کدام را دوست داشتید می توانید بخرید. ولی از داستان مک کی غافل نشوید! این ده بار!

5)کجا باید کلاس برویم؟

از آنجایی که یک توهمی از بچگی در من وجود داشته و دارد که باعث شده فکر کنم کلاس رفتن در هر زمینه ای  پول دور ریختن است. بنا بر این احتمالا نظرم در این زمینه صائب نباشد. من خودم بدون اینکه پولی پرداخت کنم در کلاس های دانشگاهی فرهاد توحیدی ( که با روی باز و بی چشمداشت ما را سر کلاسش راه داد و رهین منت و معرفتش هستیم) در دانشگاه هنر به صورت مستمع آزاد و به مدت دو ترم شرکت کردم. همانجا بود که فهمیدم حتی حضور در کلاس های یکی از مطرح ترین و پرکارترین نویسندگان سینمای ایران هم به اندازه تمرینات پی در پی و نوشتن و پاره کردن و دوباره نوشتن مفید نیست. توصیه شخصی من این است که با خواندن کتاب داستان مک کی و همچنین فیلمنامه های ایرانی و خارجی و تمرین و تمرین و تمرین، نوشتن فیلمنامه را (لا اقل مقدماتش را) یاد بگیرید. آن وقت برای مشاوره از اساتید کمک بگیرید. آن موقع اگر پولی هم خرج کنید راه دوری نمی رود. پولی که برای مشاوره می دهید نه برای آموزش. هیچ کس نمی تواند نوشتن را به دیگران یاد بدهد. در نهایت این شما هستید که  باید زل بزنید به صفحه سفید کاغذ و از هیچ همه چیز بیافرینید!

6) برای فروش فیلمنامه به کجا باید مراجعه کنیم؟

بستگی دارد که چه نوع فیلمنامه ای نوشته باشید:
۶-الف: تله فیلم و سریال
برای فروش این فیلمنامه ها دو راه وجود دارد. شما می توانید مستقیما به یکی از شبکه های صدا و سیما مراجعه کنید. بهتر است برای تله فیلم به سیما فیلم و برای سریال به شبکه ها مراجعه کنید. همه شبکه ها واحدی برای ارزیابی فیلمنامه دارند. ضمنا شما می توانید طرح کلی داستانتان را قبل از نهایی کردن برای تصویب به این دفاتر بببرید. آدرس همه شبکه ها را نمی دانم اما لزومی به نوشتن آدرس هایی که می دانم هم نمی بینم. با یک تماس با ١١٨ و یک پیگیری مختصر ١۵ دقیقه ای می توانید تلفن و بعد  آدرس هر مکانی در تهران و حتی جزیره ای در نیکوروکولونگو را بگیرید.
اما راه بعدی که به نظر من برای تازه کارها منطقی تر است مراجعه به دفاتر تهیه و تولید فیلمی است که با صدا و سیما کار می کنند. این دفاتر برای نویسنده ها یک غنیمت به شمار می آیند زیرا  زمانیکه فیلمنامه شما در شوراها ارزیابی می شوند حتما اعضای شورا به نام ارائه دهنده کار توجه می کنند اگر شما هم نویسنده باشید و هم ارائه دهنده و تازه کار هم باشید احتمالا با یک نه خیر از پیش تعیین شده روبرو خواهید شد. اما وقتی یک تهیه با سابقه فیلمنامه شما را پیشنهاد داده باشد قضیه تومنی هفت صنار فرق می کند.

۶-ب: فیلمنامه سینمایی و ویدئو رسانه:
نوشتن فیلمنامه برای سینما - در قدم اول-  قدری بلندپروازانه به نظر می رسد چون در سینما اولین مساله بازگشت سرمایه است. فیلم های سینمایی اگر چه با حمایت های دولتی ساخته می شوند اما به هر حال نیازمند سرمایه گذارانی از بخش خصوصی هستند که به این آسانی ها دم به تله نمی دهند و دوست دارند تا با یک نویسنده امتحان پس دادۀ معلوم الحال کار کنند تا با یک تازه کار مجهول الهویه که معلوم نیست قصه اش چه بلایی سر سرمایه بی زبانشان بیاورد. اما به هر حال سنگ مفت است و گنجشک هم مفت. سر زدن به دفاتر تهیه کنندگان و سرمایه گذاران و ارائه کار به آنها هیچ ضرری ندارد و اتفاقا ممکن است از لا به لای همین دیدارها یک نفر از قلمتان خوشش بیاید و خودش بهتان سفارش کار جدید بدهد و خلاصه آره و اینها!!!

7)تهیه کننده ها کجا هستند؟

برای رسیدن به خدا اگر راه های زیادی هست، برای رسیدن به تهیه کننده ها اما اصلا اینطور نیست. نه سایت جامعی وجود دارد، نه از ١١٨ می توان پرسید، نه توی مجله ها رد و نشانه ای یافت می شود ...
اما جالب اینجاست که بدانید آن بندگان خدا هم برای یافتن نویسندگان جوان و با استعداد با همین مشکلات روبرو هستند و از خدا می خواهند که متن های به درد بخور داشته باشند و با نویسنده های جدید آشنا بشوند...چرا؟ خب معلوم است چون هر پروژه ای از نوشته شروع می شود. شما وقتی یک متن خوب داشته باشی پیدا کردن سایر عواملی که شما را موفق کند چندان طول نخواهد کشید اما اگر یک گروه از بهترین های سینما را برای ساختن یک فیلم به کار بگیرید و فیلمنامه نداشته باشید یا فیلمنامه تان بد باشد مشغول آب در هاون کوبیدنید!
بنا بر این رابطه تهیه کننده و نویسنده یک رابطه تنگاتنگ، دوطرفه و برای هر دو طرف حیاتی است. همه اینها را گفتیم که به هر طریق زمانی که با یک تهیه کننده روبرو می شوید اصلا نتسید نترسید ما به همه با هم هستیم. یعنی شما همه با هم هستین. یعنی اینکه شما هر دو به هم نیاز دارید .
لابد با خودتان می گویید خب که چی؟ ما که نفهمیدیم تهیه کننده ها را بالاخره چطور ببینیم. فعلا تنها راهی که به ذهنم می رسد این است که اگر فیلمنامه ای دارید بروید ثبتش کنید و بعد برای من کامنت بگذارید یا میل بزنید تا ترتیب ملاقاتتان را با یکی از تهیه کننده هایی که می شناسم بدهم. البته با سرچ از اینترنت و مخصوصا سایت سوره سینما می توانید نشانی و تلفن خیلی از تهیه کننده ها را ببینید که متاسفانه اطلاعات این سایت به روز نیست و خیلی از شماره ها عوض شده اند.
سیستم ارتباط بین سینماگران در ایران معیوب است بنا بر این عجالتن تنها راه ها همین هاست که عرض کردیم!

در هر کدام از موارد بالا و حتی مواردی که ممکن است بالا نباشد، اگر مشکل یا سوالی دارید حتما و بدون رو دربایستی در کامنت ها مطرح کنید. برای مشاوره رایگان هم در خدمت دوستان هستیم تا جایی که وقتمان و وقتشان اجازه بدهد. 

 تا بعد!

---------------------------------------------------

بعدالتحریر:

عنوان پست بعدی این است:

چه کسانی فیلمنامه نویس نیستند؟ (همه اش که نمی شود حرف امیدوارکننده بزنیم. جان؟ ... یک وقت هایی یک چیزهایی باعث می شود که کسی یا کسانی فکر کنند همین حالا هم، بی هیچ زحمتی می توانند بهترین فیلمنامه ها را بنویسد. این پست برای آن دسته از دوستان نگاشته خواهد شد. از آن پست های توهم زدای خانه خراب کن است ها!)

نظرات ()



مطلب شماره (2): پرسش های متداول درباره قیمت فیلمنامه
نویسنده: احسان جوانمرد - سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸

در پست اول قول دادیم که قبل از همه به رایج ترین سؤالاتی که درباره هر حرفه ای و مخصوصا نویسندگی وجود دارد در حد دانسته هایمان جواب بدهیم که همانا بحث شیرین درآمد و پول است:

١- فیلمنامه تله فیلم

( نود دقیقه ای تلویزیونی):

شما تله فیلمتان را برای هر شبکه ای یا حتی سیما فیلم اگر بنویسید، قیمتش را در شورایی به نام برآورد تعیین می کنند. شورای برآورد دستمزد همه عوامل و هزینه فیلم را تخمین می زند و صدا و سیما به تهیه کننده مطابق همان بودجه بندی پول می دهد.

امّا

تهیه کننده هر چقدر بخواهد به شما پول می دهد!!! که در حال حاضر برای اولین کار دو و نیم میلیون تومان... از کار دوم سه میلیون تومان و بعد از آن تا سه و نیم میلیون تومان پول می دهند.

پس شد یک چیزی بین ٢و نیم تا ٣ونیم میلیون تومان.

تبصره: آدم های اسم و رسم داری که فقط برای سینما می نویسند اگر بخواهند برای تلویزیون بنویسند معمولا کمتر از ۵ میلیون تومان نمی گیرند. این رقم همانطور که گفتیم بین تهیه کننده و نویسنده توافق می شود.

--------------------------------------------------------------------

٢- سریال تلویزیونی:

مبنای محاسبه و توافق بر سر قیمت سریال دقیقه است.

از دقیقه ای ٢۵ هزارتومان تا دقیقه ای۴۵ هزارتومان رِنج متدوال محسوب می شود که بر می گردد به سابقه و رابطه و خیلی چیزهای دیگر...

یعنی مثلا برای نوشتن هر قسمت از یک سریال ١٣ قسمتی که هر قسمت آن ۴۵ دقیقه است اگر با شما دقیقه ای ٢۵ هزار تومان طی کرده باشند. شما برای هر قسمت یک میلیون و صد و بیست و پنج هزار تومان خواهید گرفت. حالابا ضرب این عدد در ١٣ در می آید به عبارتی ١۴ میلیون و ۶٢۵ هزار تومان برای کل پروژه.

خیرش را ببینید!

تبصره: فیلمنامه نویس های تبصره قبل اینجا هم مشموال الطاف خفیه می شوند. که از چند و چون آن اطلاعی در دست نیست و فعلا هم به درد ما نمی خورد ...یعنی ممکن است برای همین سریالی که مثال زدیم آنها سی چهل میلیون تومان و یا بیشتر دستمزد دریافت کنند. نوش جانشان؟

امتحان کلاسی:

حساب کنید که برای سریال یوسف پیامبر فرج الله سلحشور چقدر از صدا و سیما پول گرفته است.

معلومات مساله: یعنی آنهایی که می دانید:

١- تهیه کننده خودش بوده...یعنی برای قیمت با خودش توافق کرده....

٢-  سریال الف ویژه بوده....یعنی بالاترین برآورد هزینه در صدا و سیما

٣- ایشان مشمول ‌آن الطاف خفیه فوق الذکر هم بوده، هستند و خواهند بود.

مجهولات مساله: یعنی آنهایی که باید پیدا کنید:

قیمت فیلمنامه

پرتقال فروش

بارم: دو نمره!

---------------------------------------------------------------------

٣- فیلمنامه سینمایی:

الف: سینما ویدئو: یعنی فیلمنامه هایی که برای رسانه های تصویری (همین ها که بدون اینکه رنگ پرده ببینند می روند روی پیشخوان سوپر مارکت ها و کلوپ ها) ساخته می شوند.

بین ٣ تا ۵ میلیون تومان.

ب: سینمایی واقعی : اینها که از هفت خان می گذرند و رنگ پرده می بینند.

بین ۵ تا واقعا معلوم نیست چند میلیون تومان... اینجا دیگر توافقی توافقی است. یعنی ممکن است شما روی سوژه نابی کار کرده باشید و تازه کار هم باشید اما همه بدانند که این فیلم خواهد فروخت. اینجاست که شما می توانید بازارگرمی کنید و مبلغ بیشتری دریافت کنید. شنیده شده که برای برخی کارها تا ١۵ میلیون تومان هم رد و بدل شده است.

به هر حال رنج منطقی قیمت برای این گونه از فیلمنامه بین ۵ تا ٨ میلیون تومان است.

تبصره هم ندارد. یعنی دارد و همین ها بود که گفتیم.

 

------------------------------------------------------------------------

کجاهای فیلمنامه نویسی:

برای فروش فیلمنامه به کجا باید مراجعه کنیم؟

تهیه کننده ها کجا هستند؟

از کجا بفهمیم کارمان به درد می خورد یا نه؟

نکند فیلمنامه مان را بدزدند. می دزدند یعنی؟ از کجا که ندزدند؟

ما که هنوز ننوشته ایم چه کتابی باید بخوانیم؟ این کتابها را از کجا تهیه کنیم؟

کجا باید کلاس برویم؟

اصلا از کجا بفهمیم می توانیم این کاره بشویم یا نه؟

 

اینها و بیشتر از اینها در بی بی سی فارسی... ببخشید در پست های آینده کارگاه ١٣٧٩توضیح داده خواهند شد...اگر عمری بود.

تا آن موقع اگر سوال دیگری دارید در خدمتیم.

------

 

نظرات ()



مطلب شماره (1): اگر می خواهید فیلمنامه نویس شوید
نویسنده: احسان جوانمرد - پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸

من فکر می کنم که برای هر آدمی، دست کم یک بار در طول زندگی پیش آمده که با دیدن یک فیلم سینمایی یا سریال بی مزه با خودش بگوید:

اَه اَه اَه ... اگه عمه من فیلمنامه می نوشت بهتر از این می شد. چه داستان مزخرفی! اینا چرا نمیان داستان زندگی ماها رو بسازن. دوست داشتم نویسنده شو خفه می کردم.این  بی شعورا پول می گیرن چی می نویسن؟! خاک عالم ...

بعد هم حد اکثر یکی دوروزی به فیلم و فیلمنامه و فیلمنامه نویسی فکر می کند. اما همیشه بعد از رفتن به اولین مهمانی یا پیش آمدن حادثه  مهم(؟) دیگری،  همه چیز فراموش می شود و آدم مورد نظر غرق می شود در زندگی روزمره و انگار نه انگار که قرار بوده روزی فیلمنامه نویس بشود و پوز این نویسنده های دوزاری را بزند...

اگر شما هم از این آدم ها بوده باشید در حال حاضر دو حالت دارد:

حالت شماره یک:  

دارید به ریش من می خندید چون فیلمنامه نویس معروفی هستید و از بیکاری کلمه فیلمنامه را سرچ کرده اید و دارید چرندیات یک نویسنده تازه کار را می خوانید.

حالت شماره دو:

دارید همزمان با نگاه کردن به مطلبی که من برایتان نوشته ام، لب به دندان می گزید و می گویید آره یادش به خیر... نمی دونم چرا پی شو نگرفتم... اگر هم با کسی دارید می خوانید به او می گویید که چقدر استعداد داشته اید و حیف شده اید و هرز رفته اید و ای کاش عمرتان را صرف آمد و شد به اداره و پوسیدن توی بخش بایگانی ثبت احوال (یا حداکثر کارگزینی شرکت خط و ابنیه راه آهن) نمی کردید.

بگذریم...

اگر حالت اول برایتان اتفاق افتاده که خوش به حالتان و ما مخلصیم استاد(؟!!)

اما اگر حالت دوم برایتان اتفاق افتاده و احساس می کنید دارید حرام می شوید، باز هم دو حالت دارد.

حالت شماره یک: بعد از بستن این صفحه یکی دو ساعت یا حداکثر یکی دو روز ذهنتان مشغول فیلمنامه نویسی است و بعد از رفتن به اولین مهمانی یا زاییدن زن برادرتان...

حالت شماره دو: فکر می کنید در همین لحظه باید یک تصمیم تاریخی بگیرید. می خواهید برای اولین بار بهانه هایی مثل نداشتن وقت و پول و حال و حوصله و آرامش و دل خوش و ... باقی قضایا را در پرانتز بگذارید و اولین قدم را برای فیلمنامه نویس شدن بردارید.

من این وبلاگ را افتتاح کرده ام تا اگر شما در حالت دوم (یعنی همین حالت بالا) به سر می برید کمکتان کنم. 

این تصمیم را همان اوایل که شروع به آموختن فیلمنامه نویسی کردم گرفته بودم. دلیلش هم این بود که زجرها کشیدم، توهین ها شنیدم و تحقیرها تحمل کردم تا بالاخره توانستم اولین فیلمنامه ام را بفروشم و از این راه کسب درآمد کنم. همان موقع با خودم عهد کردم که اگر به جایی رسیدم به تازه کارها کمک کنم. البته این معنیش این نیست که الان به جایی رسیده ام. حالا هم هنوز اتفاق خاصی نیفتاده است. چند تا فیلمنامه به تهیه کننده های سینما و تلویزیون فروخته ام و ... خیلی مانده تا به جایی برسم اما...

می خواستم این کار را ( زدن وبلاگ برای کمک به تازه کارها) را زمانی بکنم که خودم به قله فیلمنامه نویسی رسیده باشم. اما امشب، دقیقا همین امشب فهمیدم که باید همین حالا شروع کنم به کمک کردن... همین حالا که هنوز یک فیلمنامه نویس مبتدی هستم... چرا؟ چون  همین حالا با وجود مبتدی بودنم  وقت ندارم به حضرت عباس، حالا اگر دری به تخته خورد و اسم در کردیم که دیگر هیچی...مثل بقیه ایرانی های تازه به دوران رسیده با زن شاه هم فالوده نخواهیم خورد و همه این درد ها و دغدغه ها می رود پی کارش و به روی مبارک نخواهیم آورد که یک زمانی برای دیدن یک تهیه کننده، از هزار توی پن رد می شدیم و شبی که صبحش قرار بود ببینیمش تا صبح خوابمان نمی برد. به هر حال آدم ها عوض می شوند. من می خواهم تا عوض نشده ام به عهدی که با خودم بسته بودم وفا کنم.

بنا بر این حالا که یک نفر پیدا شده که حاضر است مفت و مجانی رقبای آینده خودش را کمک کند و اعتقاد دارد این مملکت به قلم های توانا و فکرهای نو در سینما و تلویزیون و ویدیو رسانه (همین ها که فیلم هاشان را در سوپری ها می فروشند) احتیاج دارد، از فرصت سوء استفاده کنید!

من حزب اللهی نیستم و ادعای علم هم ندارم اما جمله ای از یکی از بزرگان دین شنیده ام که بهش اعتقاد دارم: زکات علم نشر آن است.

من علم چندانی ندارم  اما تجربه هایی دارم از سگدو زدن  دنبال کتاب خوب و کلاس خوب و استاد خوب و بعدها تهیه کننده خوب، که حتما به دردتان می خورد و فیلمنامه نویس شدنتان را  لااقل یکی دو سال جلو می اندازد.

کار زیادی هم نمی توانم برایتان بکنم الا اینکه به سوالاتتان در حد معلومات و تجربه ام جواب بدهم. بیکار هم نیستم که بیایم و در پست هایم از اوّل اصول فیلمنامه نویسی را آموزش بدهم. اینها را در کتابهای آموزش فیلمنامه نویسی هم می توانید بخوانید. شرایطتان را برایم توضیح دهید تا به فراخور بهتان کتاب معرفی کنم.

می خواهم سؤالاتی را جواب بدهم که توی کتاب ها نیست.

هر ابهامی که در آغاز راه آموزش فیلمنامه نویسی دارید و هر سؤالی که به ذهنتان می رسد در قسمت نظرات وبلاگ بپرسید یا به ای میل من بفرستید و جواب بگیرید.

می دانم که اولین سؤال قبل از نوشتن فیلمنامه برای فیلمنامه نویس ها این است که حالا گیریم ما فیلمنامه نوشتیم چطور آن را بفروشیم؟

برای یک فیلمنامه  تله فیلم (سینمایی تلویزیونی) چقدر پول می دهند؟

برای فیلم سینمایی چقدر پول می دهند؟

قیمت یک فیلمنامه سریال چقدر است؟ قسمتی چند؟

در پست بعدی داوطلبانه به این سؤال ها پاسخ خواهم داد. پس فعلا بقیه سؤالاتتان را بپرسید.

----------------------------------------------

پی نوشت:

1-  وبلاگ دیگر من در بلاگ اسکای(هزار و سیصد و هفتاد و نه) را ببینید..دوستان قدیمی محبت کنند و اگر به مباحث فیلم و فیلمنامه علاقه دارند، به این وبلاگ (کارگاه فیلنامه نویسی 1379) لینک بدهند.

2- انگیزه ایجاد این وبلاگ سؤالات زیادی بود که دوستان نزدیکم که علاقه دارند وارد این حرفه شوند از من می پرسیدند. یک هو یادمان آمد که ای دل غافل ما قرار بود به همه خلق الله تجربیات کوچکمان را انتقال دهیم و ...

3- دعا کنید وقت،پشتکار و حوصله هر دو وبلاگم را داشته باشم. 

نظرات ()